استیتمنت

ادراک استعلایی و صورت‌های شنیداری جمشید حقیقت شناس نقاش نیست، او «تاویل گر امر دیدار» در «زمان متصل» است. زمان متصل درگذشته و آینده نمی‌افتد و«آنِ مدام» است. همین ویژگی او را مستثنی می‌کند تا به نقاشی به عنوان یک گزارش جامع از وضعیت هستی، انسان، حیوان‌ها، پرندگان، گیاهان، حروف، اعداد و اشیا در «صور معلق» میان «ابژه گشتگی» و «سوژه بودگی» توجه کند؛ که شاید راهی برای ایستادن هر کس یا هر شی در «صورت ازلی» بیابد. جمشید حقیقت شناس به عنوان «خود تجربی» در «نمایشگاه بیست هجده» هیچ تمنایی ندارد، چیزی خلق نمی‌کند، حتی پیشنهاد یا سوالی ندارد؛ خود را کنار می‌کشد و آینه‌ای در دست می گیرد تا رویدادها و عادت‌های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی را که همواره در تکرار، انسان ایرانی و هستی پیرامون او را احاطه کرده است، نمایان گردند.

حقیقت شناس از قدرت تکنیکی بی‌نظیر خود بهره می‌گیرد تا همچون نوح از هر چیز که زاد و ولد می‌کند وحال تاریخی را مداومت می‌بخشد، چیزی در آینه ببیند و از این حیث آینه وی شی مدرک است و تصاویر را در بازتاب به مخاطب به صدا و زبان مبدل می‌کند تا تصاویر به عین ثابت خود در ساحت زبان و شنیدار باز گردند. ماحصل این کار ظهور مفاهیم ناب (pure concept) است. در این‌جا باور کانت به خود استعلایی در قیاس با خود تجربی بکار ما می‌آید تا نقش جمشید حقیقت شناس در تأسیس مجموعه «بیست هجده» را واجد ادراک استعلایی (Transcendental apperception) بدانیم؛ اما خود و ادراک تجربی کماکان در حضور مخاطبان در مواجهه با آثار نمایشگاه باقی خواهد ماند. آنچه حائز توجه است، عبور جمشید حقیقت شناس از روش نقاشی معاصر ایران و ارائه کشف تصاویری است که شنیده می‌شوند.

دکتر حمید رضا اردلان

 
بیوگرافی
بروشور نمایشگاه: